خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    چندخا طره  عبرت انگیز از گذ شته  های سالهای 1290 تا 1342

    شمسی که مرحوم پدرم شاهد ونا ظر یکی از این خا طرات بود  را

    دوستان بخوانند وبا زمان حال مورد سنجش قرار دهند تا  برای مردم

    اهل تفکر و اندیشه؟؟؟؟؟ تاریخ مشعشع ما روشن گر دد


     

    اولین  خا طره پوش تعزیه خوانی مسجد روستا ی مرانک         

    از پنج ولایت  دماوند

    بنام های جاجر ود وسیاه رود و تار رور وابر شیوه میباشد که این

    محل بشمال کشور استان مازندران از دوراه موا صلاتی    هراز  و

    فیروز کوه راه داردکه تا اوایل سلطنت رضا شاه جزئی از استان

    مازندران بود وبعد بدلیل وصل دما وند به شمیرانات تهران جزو استان

    تهران در آمدودر اواخر سلطنت پهلوی ها جزو استان سمنان شد وبعد

    انقلاب باز به ا ستان تهران بر گشته ا ست


     

     میروم روی داستان چادر یا پوش مسجد این روستا

    در حیات این مسجد که فضای سر بازش حدود سی متر در سی متر 

    یعنی نهصد متر مربع وسعت داشت ودر ایام محرم یک چادر تگ پایه

    ئی با ر تفاع  15 متر بر پا میشدکه وزن این چادر بیش از 500 کیلو

    بود که هر طرفش چهار ریسمان 3 سانتی متری وصل میشد که

    ازروی پشت بامهای مسجد عبور میکرد وبیرون دیوار های مسجد

    مهار میگشت وبرای برپا ئی این چادر که پوش نام داشت بیش از سی

    چهل نفر مرد قوی بنیه مدت یک روز فعالیت میکردند تا این پوش سر

    پا می ایستاد ودا خل سقف پوش چرم دوزی های بسیار زیبا و

    رنگارنگ همراه نبشته های خوش خط از اشعار حماسی شاهنامه

    فردوسی هوش از سر عا رف و عا می میربود


     

    حال بشنوید آخرین حکایت این چادر یا پوش را وبا فکر وانیشه های

    خود مشورت نمائید که اینهم یکی ازما جراهای رفته بر تا ریخ این

    کشور  است


     

    این اطلا عات را من ازدونفر بدست آ ورده ام که یکی از آنها مرحوم

    ابراهیم فخرا ئی خواهرزاده میرزا کوچک خان بود که در سال 1329

    بعد از رها ئی از بند ر ضا شا هی ر  ئیس ا نبار های چای کار

    خانجات لا هیجان بود ومن ناظر بهره برداری چای لاهیجان د  ر

    شرکت چای سازمان برنامه آن زمان بودم  وروابط  دوستی پدر

    فرزندی با آقای فخرا ئی داشتم وداستان خالو قربان را نقل قول از

    پدرم برایش تعریف کر دم وایشان یک جلد کتاب جنگل نبشته خودش

    را به  من هد یه نمود در این مقال خا طرات آقای فخرائی و پدرم را

    مینو یسم


     


    روزی از پدرم  پر سیدم که این چادر  یا پوش مال این مسجد واین

    روستا نیست از کجا پیدایش کرده ا ید؟؟؟؟؟؟؟؟

    جواب دا دند فرزند م در ست میگوئی منهم سر نبشت های رفته بر این

    چادر یا پوش را بجز این حکا یتی که برایت تعر یف میکنم نمیدانم

    ولی با ید قدمت آن از چند قرن بیشتر باشسد زمانیکه مرحوم پدر

    بزرگت بخا طر کذشته های خاندان مرعشیان  دما وند و مازندران

    باین روستا رحل اقا مت اندا ختند ومشغول به امور کشا ورزی خود

    شدند زمانی بودکه دولت قا جا ر به پرتگاه سقو ط ر سید ه بو د و

    هرج و مرج عجیبی در کشور بوجود آ مده بود از جمله قضیه میرزا

    کوچک خان وخالو قربان که در این زمان این دو بشکلی از هم جدا

    شده بودند ودر حال فرار بودند یکی از این روزها خبر آوردند یک

    خان با چندین سوارو پیاده آمده توی زمین چالکو لی آبسرد شما چادر

    زده واکنون چند نفر ایلچی فرستاده تا پیامش را بحضرت آقا بر سانند

    وپدر بزرگم آنهارا میپذیرند وآنها میگویند خان ماحضرت خالو قربان

    اولتی ماتوم میدهد

    فوراٌ 30 رائس اسب سواری و 30 رائس قا طر بابار گندم و حبوبات

    و 30هزار تومان پول نقد تحویل ا یلچی های من بدهید در غیر

    اینصورت روستا های تان را غارت میکنم وبه بچه ها و زنان تا ن

    رحم نمیکنم پدر بزرگم گفتند این خان شما چکاره است واز کجا آمده 

    ا ست گفتند دستیار وشریک مبرز ا کو چک است و اکنون         ما

    باین اموال

    برا ی  جنگ با دشمنان ا حتیاج داریم پدر بزرگم گفتند این 30 هزار

    تومان قیمت خرید یک ایالت است من چگونه میتوانم آنرا تهیه کنم

    جواب میدهد پاسخ شما این است ویک تیر تفنگ بطرف آسمان شلیک

    میکند پدر بزرگم میگویند جند سا عت مهلت بدهید تا بتوانم از اهالی

    محل جمع نمایم فعلا چند گوسفند برای شام خان میفرستم تا فردا صبح

    جواب میدهم وآنها هم میروند


     

    دراین مجلس که چند نفر از فامیل از جمله مرحوم نصیر الدوله

    حضورداشتن گفت پدرسوخته دروغ میگوید ر ضاخان آنهارا شکست

    داده ودر حال فرارند و حا لا دارد در تاریکی شالطاق میکند پدر

    بزرگم گفتندمیدانم و نقشه ای کشیده ام تاصبح فرار میکنند نصیر الدوله

    گفت این نقشه چگونه است جواب دادند از چند صد سال پیش تا حال

    بین خاندان های مارسم چنین بوده که دراین گونه موا قع طبل میزدیم

    ودیگران از راه دور  جواب میدادند و یه کمک می آمدند اکنون هم

    دستور میدهم بعد نماز مغرب بربام میر گتمیر طبل بزنند بروید و

    شروع کنید


     

    کلیه روستا های منطقه جمع آبرود در یک منطقه 100 کیلومتری

    بصورت مربع مستطیل قرار دارد که هریک ازیک الی چند کیلومتر با

    هم فا صله دارند در رائسازان  مغرب صدای طبل از بام             

    میرگتمیر همراه

    با شعله های آتش شروع شد که معنایش این بود که قتل و غارت اهالی

    در کار است بفاصله چند دقیقه صدای طبل از چند روستای نزدیک با

    فریاد یا علی بلند شد ومرتب زیادمیشد که پنداری در دل شب صور ا

    صرا فیل می زنند


     

    که ناگهان لرزه براندام دسته جات خالو می افتد از چند نفر اهل محل

    قضیه طبل زدن را میپرسند میگویند آقا دستور جنگ داده واکنون شما

    در محاصره هستید میگویند راه در رفت دارد یا خیر میگویند آقا چون

    میرزا را دوست دارد راه پشت سرتان را که آمده اید بازگذارده تا بی

    جهت کشته نشوید صبح روز بعد خبر آوردند که خالو بار وبنه خودرا

    جا گذاشته و فرار کرده است وقتی از نزدیک نگاه کردیم این چادر سر

    پابود ودیگ های پلو دست نخورده سر بار ومقادیری اسلحه وطبل و

    شیپور بجای مانده بود که همه آنها به مسجد مرانک حمل شد که اکنون

    مشاهده میکنی 


     

     اما موضوع حزب جنگل ومیرزا کوچک خان واقرادی چون              خالو قربان

    از کتاب فخرائی در قسمتی از این کتاب ا ورده است

     دولتهای انگلیس و اتریش وفرانسه وروسیه مشغول نابود کردن امپرا

    طوری عثمانی برا ی بد ست گرفتن منابع کانی منطقه خاور میانه از

    جمله نفت مخصوصا در مناظق عرب نشین که کارشان  در تنبلی 

    ونادانی ودودستگی میگذرد این دول غا رتگر تحت

    عنوان دروغ در دروغ جنگ بین الملل اول  غوغا براه انداخته بودند

    که موفق شدند یک ترکیه دم بریده ودها منطقه عرب زبان چون مصر

    وسودان وتونس وو سوریه لبنان اردن وعربستان با کمک  سیهونیسم

    سامری مسلکان با تئوری مارکس و انگز یک پدیده شوم کمو نیسم در

    روسیه بر پا دارند واز نوع بشر قلعه  های حیوانات بسازند وارابه

    های خدایان یهوه  ئی را ساز کنند وداستان عجیب سلیمانی را بادروغ

    های شاخ دار تکرار نمایند


     

    در این میان دولت انگلیس دارنده امتیاز نفت ایران

    که ا ز آبجی مظفر قاجار به ثمن بخس  خریداری نموده بود یک شبهه

    جنگ نیز در ایران براه انداخته بود که مرکز جبهه این جنگ در

    جنگلهای گیلان  بنام حزب جنگل راه انداخته بودکه فرمانده کل قوایش

    میرزا کو چک خان از گیلان واز کردان خالو قربان و از روسیه

    شخص دیگری همچنین از عثمانی  و آلمان و بعضی کشورهای ارو

    پائی یک بر نامه با صطلاح آبدوغ خیاری کمونیسم ا سلامی ووو راه

    انداخته بود


     

    و ژ نرال انگلیسی آیرم ساید با فرمانده یک تیپ نطامی تزاریسم که

    درهمدان سر گردان مانده بود از همین جنگلهای ایران بسوی بادکوبه

    روان شدند که یک حکومت دست نشانده برای جلوگیری از رخنه کمو

    نیسم بطرف هندوستان انگلیس در ست کنند که شکست خوردند و فرار

    کردند در جنگلهای گیلان بطور رضا خان میر پنج ایران میخورد و

    کتک مفصلی از رضا خان میخورد وبطرف منجیل فرار میکند که در

    این محل سفیر انگلیس طوطعه ئی چیده بود که ایران بجای با کو

     دست نشانده ا نگلیس باشد وسید ضیائ معروف تحت نخست وزیری

    وسر لشگر هما یون والی از قزاق فر مانده نیروی نظامی آن با شد

    آ یرم رم ساید میگوید سرلشگر والی یک افسر کا غذی بیش نیست

    رضا میر پنج که مرا کتک زد بدرد اینکار میخورد

    لذا یک نماینده همراه خالو قربان جا سوس دو جانبه  انگلیس و عثمانی

    به جنگل میفرستند وخالو قربان بفکر جمع کردن مال  می ا فتد که

    بتواند در کردستان شورشی ذیگر بر  پا نماید


     

    این درست ز مانی بود که محمد علی شاه در حال امنقراض وروسیه

    در  حال شکل گیری کمونیسم بدست لنین بود میرزا کوچک د ر حال

    فرار افرادخالو قربان رضاخان را به منجیل میبرند وآیرم ساید به

    رضا خان میگوید ما نمی خواهیم ایران ررا کوچک کنیم بلکه

    میخواهیم این حکومت نا دان قاجار برود و شما جایش را بگیرید وبا

    کمک ما بتوانید یک کشور نیرومند برای جلوگیری از رخنه کمونیسم

    دراین منطقه بسازید رضا خان میگوید چرا من را ا نتخاب کرده اید

    ایرم ساید میگوید ازکتکی که از شما خورده ام فهمیدم قهرمان این مهم

    شما باید باشید بقیه بماند تا مقاله بعدی

     


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : قربان ,چادر ,خالو ,مسجد ,روستا ,بزرگم ,خالو قربان ,میرزا کوچک ,برای جلوگیری ,براه انداخته ,ساید میگوید ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر