خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





     

     

    چون حس میکنم بزو دی از این نشعه زندگی به نشعه د یگر میروم

     

    تصمیم کرفتم دو مقا له پی در پی از نبشته هایم را که در اسفند ماه

    هزرارو سیصد و هفتاد و هفت

    بصورت تکراری از ماموریتی که در یک خواب عجیب بعهده ام

    گذارده شده بنویسم

    با شد که مفید واقع گر د د میخوا هید باور نما ئید یبا به سخره بگیرید

    من در طول زندگانی در این نشعه ازسن پنج سالگی تا به امرو

    زچندین خواب گران باردیده ام همچنین چندین روئیت در بیداری

    مشاهده نموده ام اما این خواب بسیا ر عجیب این چنیبن بود که دیدم

    در یک سالن بسیار بزرگ در میان جمعیتی نشسته ام که بعلت مه

    گرفتگی روئیت ا شخاص ممکن نبود که ناگاه صدائی بلند مرا بدین نام

    خوا ند  محمد علو ی جواب داددم بله صدا گفت تو بر گز ید ه شدی

    جواب دادم برگزیده محمد مصطفی پیا مبرا کرم ا ست نه من که ناگاه

    از گوشه دیگر سالن صدائی رسا بلند شد من محمد ر سول خدا هستم

    تو بر گزیده شدی که بگو ئی و بنویسی هر گز کوتا هی مکن از آن

    تاریخ هم میگویم و هم مینویسم؟؟؟؟؟


     

    سحرم ها تف میخانه بدولت خواهی گفت باز آی که دیرینه این در

    گاهی همچو جم جر عه می کش که زسر دو جهان 0 پرتو جام جهان

    بین د هدت آگاهی بر در میکده. رندان قلندر باشند 0که ستانند و دهند ا

    فسر شا هنشاهی*خشت زیر سَرو بر تارک هفت اختر پاک 0 دست

    قدرت نگرد منصب صاحب جاهی قطع این مرحله بی همرهی خضر

    مکن 0 ظلمات است بترس از خطر گمراهی*حافظ خام طمع شر می

    ازاین قصه بدا رعملت چیست که فردوس برین میخواهی


     

     بله دوستان عزیز مراسم عید نوروزو93 روز بعد آن همانطوریکه

    در اسفند ماه 1387نبشتم  اینک دگر با ر  تکرار میکنم **

    درطوفانهای مخربی که د ر طول قرن ها برایران وارد آمد بطور کلی

    اجراهای نو روزی آن مسخ ودگر گون گشت 0 وچون داستان شاهنامه

    که فردوسی برای رد گم نمودن کیدخلیفه های عباسی واقمارش نام

    مربی دانشمند را سیمرغ گذارد  که خلیفه بغداد آنرا افسانه پندارد

    وکتابش را تکفیر مذهبی نکند در مورد مراسم عید سعید نوروزهم

    نگهبانان فرهنگ وادب ایرانی هفت سبزه ایام نوروزرا هفت سین نام

     نهادند که هفت چیزهای مسخره را که نام اولش س بود مانند سید

    وسماق و سرکه وسمنو سر سفره خود بگذارند که چون اعراب شکم

    پرست بودند ودر سر سفره ایرانیان زیاد مینشستند این هفت سین را

    بنام ادویه غذا های خوش مزه بر میداشتند بخصوص سکه های زر

    آنرا زیاد دوست میداشتند


     

     ولی در گذشته های دور ایرانیان هفت سین نداشتند بلکه هفت سبزه

    از هفت نوع حبوب وغلات را بعنوان شکون میکاشتند که مرتباٌ بیاد

    مزارع وکشت کار های خود باشند ودر آب دادن ورسیدگی به آن

    کوشش مینمودند وروز 13 عید روز سفر کردن ازقشلاق خانه به

    ییلاق مزرعه بود وسبزه های خودرا با وسا یل خوراکی هر شهرو

    دیاری وهر روستائی از محل سکونت خود خارج میشدند وسبزه های

    خودرا مورد بازدید دهقانان(مروجان کشاورزی) قرار میدادند وبه

    بهترین سبزه ها جایزه میدادند ودر پایان روز کشت کاران وفرز

    کاران واویاران وگویا ران 0 باسا زو دهل بطرف جالیز ها وپالیز ها

    روانه میشدند وبقیه به منزلهای خود بر میگشتند وهمانطوریکه نوشتم

    این مراسم مدت چهل و دوروز ادامه داشت از رفت وروب منزل

    گرفته تا تهیه لباس و تعمیرات اساسی منزل وخرید لوازم خانه

    هرکسی بقدر وسعش حرکت مینمود


     

     بعد نوبت تعمیرات همه گانی شهر و روستا میشد یکی پول وخواسته

    میداد یکی کار وزحمت بازوانش را عرضه میکرد دیگری وسیله

    غذاهای همه گانی وتفریح مردم را میداد اول نهر های آب را لا یه

    روبی میکردند دوم دیوار های کوچه ها وبرزن هارا تعمیر مینمودند

    وسوم حمام ها وعبادت گاه هارا تعمیر و پاکیزه مینمودند وبعد  ا ماکن

    نظامی و امنیتی را مرمت مینمودند دست آخر یک روز روز مادر

    وشکر گذاری از مادر بود یک روز روز عشق ومراسم ازدواج بود

    تمام دختران وپسران دم بخت در آن روز ازدواج میکردند 0 وبه خانه

    عشقشان میرفتند روز دیگر مراسم سا ل خوردگان واز کار افتاد گان

    وبیما ران بود روز دیگر مراسم پست شادی برای ارسال هدایا ی شهر

    ها وروستاهای دورو نزد یک بود تاشب چهارشنبه آخر سال میشد

    همانطوریکه در وبلاگ قبل نوشتم


     

     هدا یا های پنهانی از طریق دستمال انداختن وقاشق زنی وفال گوش

    برقرار میشد*درهنگام غروب روزسه شنبه عنوان شب چهارشنبه

    سوری مردان وزنان منقل های آتش وظروف سفالین چرک وکثیف را

    بالای برج ها ی قلعه ها وسا خلوهای شهر میبردند وآنهارا ببیرون

    آبادی پرتاب میکردند ودسته جمعی میگفتند روشنائی آتش وسپیدی

    زندگی از من وروسیاهی های زندگی از تو دشمن خونخوارمن وبا

    شکستن ظروف وخاموشی اتش درود میقرستادند ودربرگشتن مشعل

    های بسیار در کوی وبرزن روشن میشد تارهگذران راه خودرا بیابند

    وشورو شادی تا پاسی ازشب برقرار بود


     

     وآشهای شله سفید وسایر غذا های مرغوب خودرا پای کوبان به

    منازل پیران ویتیمان وا ز  پا ی افتادگان میبردند وبا صدای بلند

    میگفتند پیر ما دوست ما میهمان داری در رابازکن که بسیار خسته

    هستیم ودر کنار آنان شبی ر ا بخوشی میگذرانیدند


     

    در روز عید خدمت بزرگان رسیدن  وهدیه دادن بر قرار بود اینکه

    بعضی ها حجاری های تخت جمشید را که در حال هدیه بردن هستند

    میگویند تند یس ملل مغلوب است که برای پادشاه میبردند دروغ وغلط

    است 0 این تند یس ها بزرگان وساتراب های کشور ایران را نشان

    میدهد که هد یه هائی را با خود حمل میکردند که در حضور موبد

    موبدان توسط پادشاه تقدیم اهورا مزدا کنند تا در راه خیر ودستگیری

      ا ز کار افتادگان مصرف شود وتهنیت به پادشاه گویند وگزارش سال

    گذشته دهند ودستور کار سال نو را دریافت دارند بعد ازاین مراسم تا

    دوازده شب برنامه دیدوبازدید وهدیه دادن به کوچکتر ها بر قرار بود


     

      ولی این مراسم همچنانکه امروز برقرار است در زمان قاجاریه

    مسخ کامل گردید چون قاجاریه اصولا ایرانی نبودند وتیره ای از

    بازماندگان ترکان آسیای مرکزی بودند که بفرمان شاه عباس از

    اطراف سوریه وارد خاک ایران شدند ودرزمان نادر شاه افشار مورد

    بی مهری اوقرار داشتند بصورتی که قا جار های اشا قه باش


     

      و کریمخان زند لر ملایری ادعای سلطنت نمودند مردم ایران علیه

    محمد حسین خان قاجار به کریم خان پیو ستند وقتی ورق برگشت وآغا

    محمد خان قاجار اشاقه باش سلطنت خودرا تحمیل کرد این دود مان

    چون عیدنوروز  به آنها یاد آوری میکرد که چه کسانی هستند 0 نسبت

    به مراسم واقعی آن دلسردی نشان میدادند وحتی مقرر کردند در ایان

    محرم وصفر این مراسم برقرار نشود درصورتیکه مراسم نوروز

    ربطی به این دوماه نداشت مراسمی بود برای بدرود سال گذشته وسلام

    به سال آینده


     

     البته اززمانی که ایرا نیان دین اسلام را خود برگزید ند چنانچه این

    ایام مواجه با دهه عاشورای حسینی میشد مراسنم جشن پای کوبی را

    تعطیل میکردند وربطی بحکومت وسایرین نداشت ولی سایر مراسم

    انجام میشد


     

      زمانی هم که مصطفی کمال ترکیه لقب آتا ترک گرفت او خودرا یک

    پارچه اروپائی نشان داد بعضی مردم ابن الوقت ایران نیز مراسم

    نوروزرا تقلید از ارو پائیان کردند ومانند  با با نوئل نام عمو نوروز

    بدو دادند ود دلقکی را باریش سفید عمونوروز کردند وهمراه مردی که

    خودرا سیاه چهره کرده بود بازدن دایره زنگی سن بری علیکم خورد

    مردم دادند 0 وتوی کوچه ها شلنگ تخته راه انداختند واین روزها

    نیزرفتن به کشور های خارج جزو مراسم نوروز شده

     


     

    + نوشته شده توسط محمد علوی در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و

    ساعت 8:49 |


     

      شنیده ام تازگی ها یک عده که چه بگویم ؟؟حدیث ساخته اند که

    دراسلام شب چهارشسنبه سوری نداریم  با با گلی بگوشه کما لتون

    ؟؟؟؟من متولد 1308 هستم از آن تاریخ ده دوازده ملیون کودک وبعد

    من تا 1320 بدنیا آمدند وامروزر   بیش از هشت ملیون امثال من

    هنوز زنده اند ودر چهار گوشه ایران زنده هستیم وهمه ما بدون استثثنا

    با سوادیم ودر مورد دین ومذهب یا     ثقت السلام هستیم یا حجج

    السلام دیگر برای ما نگوئید که اسلام برای چهارشنبه سوری    فقه

    ندارد


     

     مگر در فقه اسلامی زبان مطرح است فقه یعنی شعور فهمیدن راستی

    ها از نا راستی ها چه ربطی دارد به چیز های دیگر؟ چهار شنبه

    سوری شب پا کیزه شدن از نا پاکی ها وجشن گرفتن برای نوآوری

    های ایرانی میباشد* چه ربطی دارد که عرب این مراسم را نداردخوب

     ایرانی دارد برا یش هم  محترم است


     

     اما آنچه را  که یکمشت آنارشی جاهل نادان یاد گرفته اند در این شب

    محترم ترقه بترکانند وبا افروختن آتش در معابر شهر ودیار خودرا در

    خطر آتش سوزی قرار دهند وملیون ها انسان مریض مبتلی به ضعف

     اعصاب را بدنشان را بلر زا نند این مراسم چهارشنبه سوری نیست

    این آب به آسیاب دشمن های تمدن ایرانی ریختن است


     

     ولی مقاله امروز مربوط به جمع آوری مقالاتم در ظرف این هفت

    سالی که گذ شت

    اختصاص داده بودم به  245 مقاله تحت عنوان تقویم تاریخ  تمدن

    ملت ایران یعنی

    ارز یابی تاریخ تمدن ملی را بصور گونا گون نقد کرده ام وبگواهی

    تمام نبشته هایم

    که در آرشیو این سایت موجود است جز خیر وصلاح ملی در

    در پرتو الطاف خداوند متعال وتمدن یک ملت بزرگ که به طیب

    خاطر دین مبین

    اسلام را در پیروی از عتر ت پیامبر اسلام برگزیدند مطا لبی خارج

    از قاعده ننوشته

    ام واصولا در سیاست زندگی کردن پیرو هیج گروه ومسلکی نبوده  

    ونیستم بلکه صد

    در صد پیرو خرد خدا دادخود هستم که عرف زندگی کردن ملت ایران

    را  آموخته ام


     

    نه لا تا ئلات گردن کلفت ها ئی که چه قبل از اسلام دین زرتشت را

    ملعبه امیال

    پلید نمودند بعد آن با اسلام نیز به چنین شیوه  نا مرضیه دست زدند

    وبقول حافظ

    جنگ هفتا دو دوملت درست کردند

     وسر مشق من در این نشئه از زندگی بزرگان علم وادب ایران چون

    فردوسی خیام

    وحافظ و سعدی ابن سینا وهزارا ن  هزرار گرانما یگان ایرا ن  است

    که مردم کوچه

    وبازر نام دارند که آنچه نامش تمدن شهرنشنی میباشد

    اگر دینی وآ ئینی وجود دارد قانونش عرف مردم یک کشور

    میباشدواگر قانونی بنام

    دیکتاتورهای کشور وجود دارد عنوان یاسا ها وحکم های حکومتی

    میباشد که گاهی

    هم عرف وعادت یک ملت در ان  وجود دارد که مانند آب مضاف

    است که نمیتوان با

    آن غسل یا وضوگرفت یا حتی تطهیر از نجاست نمود


     

     ایران تا سال 1324هجری قمری قانون ملی نداشت که قوانین عرفی

    مردم را بنا به

    ضررورتها مدون نمایند تا این تاریخ امور مدنی ایران برگرفته از فتا

    وی فقها بود که

    هریک در اصل بطریقی با قر آن وفقه جعفری در ارتباط بودند تنها

    تفاوت آن احتیاطی

    بود که انجام دادن آن را مقلدین هر مجتهدی از طریق توضیح المسائل

    او بر خود

    واجب میدانستند ودر کل حکم های حکومتی هم میبایستی موافقت کلی

    فقها در آن

    لحاظ میگردیدیدکه بتوانند بنام شرع مورد اجرا قرار دهندکه سخن در

    این موارد

    بسیار است ودر این مقاله نمیگنجد


     

     آنچه مر بوط به تحلیل های اینجانب در این مقالات است مربوط

    میشود باینکه

    قانون باید وباید بوسیله ملت دیکته شود وثبت گردد واجرا شود واین

    میسر نمی گردد

    ا لی اینکه ملت از طرف خود نما یندگانی انتخاب کنند که وکلا ئی بنام

    ملت قانون بنویسند

    اینکه بیا یند کل نظام ملی را دولتی کنند وجند نفربلا عزل نگهبان قا

    نون ا ساسی

    حکومتی صادر کند که کی وکیل بشود کی نشود وچی قانون بشود یا

    نشود این نه

    قانون است ونه شریعت همان مقرارات حکومتی قبل از مشروطیت

    است که شکلش

    عوض گشته ولی طعمش همان است ما نند قیمه پلو میباشد که لای

    برگ مو میپیچند

    وبترکی میگوین دلمه یا کوفغته یا کوبیده

    از یکصد سال قبل که فرمان مشروطیت صادر شد تا بدین روز گار

    انتخابات بنا به

    مصلحت انجام شد وقانون نیز بنا به مصلحت نوشته شد نه بنا به

    ضررورت زمان

     ومکان وکیل بنا به مصلحت انتخاب شد ویا به مصلحت قانون نبشته شد این بنا به

    مصلحت ها هیچکدامشان کامل واز روی ضرورت های ملی نبود بلکه

    بنا به خواست

    حوا ستهای مردمی بود که منافعی در میبان داشتند مانند کل راه سازی

    ها که  هیچ هیچ کدامش با نقشه مهند سین انجام نیافت چون ملک فلان

    شخصیت از میان میرفت ویا فلان

    شخصیت منافعش این بود که جاده از ملک او عبور کند که صاحب 

    ثر وت بیشتری

    بشود


     

     اینک که مقا لات من دراین موارد مشهون از تذکرات است میپرسم

    که هنوز باید

    آ ش همان آش باشد وکاسه همان کاسه نهایت اینکه کاسه اش گل

    سرخی باشد یا چینی

    مرغی؟؟

    در خاتمه تگرار میکنم تا قانون بر کل جامعه دیکتاتور نشود وهر

    آقازاده وهرکسی نتوا ند آ قا زا ده شود اگر این روش غلط ادامه یا بد

     بقول آزری های عزیز بدور که واره

    لذا اگر عمری از من با قی بماند در سال جدید خواهم نبشت که چگونه

    قانون باید

    دیکتا تور شود گفتنه اند روزیکه حضرت آیت الله عظمی خمینی کبیر

    را دستگیر

    کردند یکی از تیمساران به سخره بایشان گفته بود کو لشگرت

    ایشان فرمودند لشگر من در گهواره ها مشغول شیر خوردن هستند

    وبزودی بزرگ

    خواهند شسد البته البته این لشگر ها همیشه در مدارس ودانشگاه ها ی اجتماع مشغول

     

     

     

           شیر خوردن هستند ودر زمانهای بزرگی شان حرف های قطعی

    خواهند زد

     خدا کند که مربیان این شیر خواران آنقدر  بینش داشته باشند که این

    شیر خواران

    تبدیل به لشگر آنارشی نگردند وچرخ عظیم اجتماع را واژ گون نسا

    زند  این مطالب

    ادامه خواهد داشت

    چون نمی خواستم دراین مواقع که هنوز بوی بهار سال جدید فضارا   

    ا شباه نموده ا ین  یاد گار زیبای

    بجای مانده  از اجداد گهر بار خودمان ودیگر ابنای بشر راکه در

    گرداگرد این کره


     

    خاکی پرا کنده اند چیزی بنویسم که دلهای آرزو مندشان را نا شاد کنم

    لذا این قسمت را هم اکنون بعنوان ویرایش در همین جا مینویسم با شد

    که بعد از

    ایام دیگر مفصل تر بنویسم دوستان به هر چیز وبه هر کس که برای من وشما

    مقدس است سوگند میخورم

     

    من مسائل حل شده ئی را باچشم های خودم دیده ام وبا گوش هایم

    شنیده ام که مر

    بوط به زندگی پس از مرگ همه گونه انسا نهای زنده در روی کره زمین است

    وبدانید وبدانید که در همان لحظه بیرون رفتن روح تان از جسد شما

    قیامت های

    شما شروع میشود ویک زندگانی پیدا میکنید درست مانند همین

    زندگانی که امروز

    دارید نهایت این است که همانطوریکه در خواب زندگی میکنید که هیچ

    ندارید جز

    پوشش رختخواب خود بعد از مرگ  این پوشش راهم ندارید در آنجا

    نه مردید ونه

    زن بلکه همه انسانید مشابه هم نهایت اینکه ضمیر باطن شما دیگر

    ضمیر باطن

    نیست وهمه اش ضمیر ظاهر است مخصوصا خبث طینت ها

    وتزویرها وزشتی

    های اخلاقی وزیبائی ها ونیکی ها در صورت همه ظاهر است وبدا

    برکسی که

    صورت زشت دارد دیگر نمیگویند که خدا خواسته بلکه میدانند که

    خودت رازشت

    یا زریبا کرده ئی کسی وجود ندارد که تورا بیازارد ویا در حق تو

    نیکوئی کند چون

    خودت خودرا در جهنم ویا بهشت  برزخ جای میدهی

    ومجدادبرمیگردی بدلخواه

    خودت وبر گشتن تو یا باسیرت اهرمنی است یا سیرت رحمنی باز

    فرصت داری تا

    خودرا بیارائی از پلیدیها ونیکوئی ها وادامه داری تا روز موعود

    وجهان موعود

    که باز در آنجا فکر کن که چه صورت وسیرتی خواهی  داشت

    ای دوست وای بحالت که با دروغ و خدعه ونیرنگ بنام خدامردم

    خدارا فریبب دهی

    وبگوئی من معلم اخلاق هستم در حالیکه عملت بد اخلاقی تورا آشکار

    میکند

    بهوش باش که لعنت مردم نیک رفتار را در پی خود نداشته باشی

    وتصور نکن که

    در آنجا شفیعی وجود دارد شفیع تو عمل تو میباشد که در چهره ات

    آشکار میباشد

    بدان که امر خداوند است که با ترازو زندگی کنی که اگر در یک کفه

    خواسته های

    خورو خواب وشهوت جسد تو ودر کفه دیگر شعور فکر واندیشه

    وعشق وخرد

    تو قرار گیرد ومساوی باشد از ملک هم فرا تر رفته ئی وبرعکس

    هرکدام از دوکفه

    ترازوی زندگی تو سنگین تر بود مسلما شیطانی خواهی بود که بقدر

    استعداد

    وحقوقت * خودرا معذب خواهی یافت ادامه آن بعد از نوروز

     

     

    + نوشته شده توسط محمد علوی در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت

     

     

     


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مراسم ,خودرا ,زندگی ,مردم ,محمد ,اسلام ,وجود دارد ,قانون باید ,فلان شخصیت ,نهایت اینکه ,ضمیر باطن ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر